به گریهی سحری کاش عادتم بدهی
سید امیر حسینیپسندیدن4
بازدید300+
به خواب غفلت اگر ماندهام سحرها را ولی صدا زدهای عبد بی سر و پا را بیا همین شب اول بگو که بخشیدی بیا همین شب اول قبول کن ما را گناه پشتِ گناه آمد و زمینم زد چنان که برده ز یادم مسیر دریا را به گریهی سحری کاش عادتم بدهی کمی به من بچشان لذت تماشا را اسیر غفلتم و مرگ رفته از یادم بگو چه کار کنم قبر و هول آنجا را به آبروی علی، آبروی ما نرود به زیر پرچم اوئیم صبحِ فردا را به عشقِ شاهِ نجف عاقبت به خیر شویم اگر علی بزند پای نامه امضا را به غیر روضه به جایی نمیبرم راهی رها نمیکنم این تکیهگاه و مأوا را نگیر از منِ بیچاره کنجِ هیئت را نگیر از منِ دل مرده این مسیحا را کفن برای تو پیدا نشد عزیزالله حصیر شد کفن شاه، کارِ دنیا را! ***** آسمونمو بیمهتاب میدیدم خونه زندگیمو رو آب میدیدم بمیرم، حسن شبا با بغض میگه کاش بلند شم ببینم خواب میدیدم شب که میشه درد بازو میگیری روزا هم که دست به پهلو میگیری مگه قهری؟ مگه من نامحرمم؟ فاطمه چرا ازم رو میگیری؟ شمع خونوادمون سوسو نزن ما که هستیم، خونه رو جارو نزن شونهی موهای زینب پای من دیگه به دست شکسته رو نزن درد بینوایی رو چیکار کنم غصهی جدایی رو چیکار کنم با غریب مدینه کنار میام بگو کربلایی رو چیکار کنم کاشکی توی باغمون خزون نبود گلِ یاسم اینهمه جوون نبود اینا که نشد چی میشد لااقل خونمون مقتل بچهمون نبود اومدم پیشت که شرحِ حال کنم اومدم اینو ازت سوال کنم پایِ من جوونیتو دادی، حالا دیگه من چی رو باید حلال کنم ***** کَلّمینی، رسیدم دیدم رو زمینی کَلّمینی چرا گفتی فضه خذینی کَلّمینی کَلّمینی کَلّمینی غمباره اگه که حالت زاره زدن نگفتن این زن تو راهی داره تو میری و میاد مغیره به اشکای چشمای من میخنده عمدا قنفذ جلوی چشمام غلافشو به کمر میبنده وای مادرم... ***** امروز چه ساکتی حسن جان چه شده مادر بخدا حسین هستم نه حسن