چشمی که آلوده شده باران ندارد
حاج مجتبی روشن روانپسندیدن10
بازدید500+
(چشمی که آلوده شده باران ندارد)۲ بیتوبه این آلودگی پایان ندارد دیگر حجاب افتاده روی چشمهایم از بس که اُنسی دیده با قرآن ندارد حاتف ندا داده دوییتوم ایهالناس کاری خدا انگار جز احسان ندارد حالا که در باز است پس در هم بیایید اینجا کَرم خوان هست و این و آن ندارد تا آمدم داخل مرا طوری بغل کرد احساس کردم غیر من مهمان ندارد جز با توسل توبه کردن، گریه کردن پرواز کردن تا خدا امکان ندارد راهِ شهادت نیمه شب اشک است اشک است جامانده هرکس دیدهی گریان ندارد این سرزمین مِلک امیرالمومنین است بیهوده حیدر عشق به سلمان ندارد ما با دعای فاطمه عبدالحسینیم کی گفته زهرا لطف با ایران ندارد سرتاسر عالم چو ایران سرزمینی مثل علی موسیالرضا سلطان ندارد راه نجف تا کربلا راه بهشت است درد جدایی جز حرم درمان ندارد **** ((ای صفای قلب زارم، هرچه دارم از تو دارم)۲ تا قیامت ای رضا جان، سر ز خاکت بر ندارم)۲ منم خاکِ درت، غلام و نوکرت مران از در مرا، به جان مادرت علی موسیالرضا... **** (غیر تو یاری ندارم، با کسی کاری ندارم)۲ گر مرا از در برانی، عشق و غم خواری ندارم تو خوبی من بدم، به سویت آمدم به جان فاطمه، نکن مولا ردم علی موسیالرضا... **** آی دنیا لحظه ای بشنو مرا که فقط یک حرف دارم، حرف بی چون و چرا کوری چشم حسودان تا خدا باشد خدا نیست مولا جز علی و نیست سلطان جز رضا این علی و آن علی در دو جهان جان منن این علی و آن علی مولا و سلطان منن ای همیشه سرپناهِ بیپناهان اسلام ای امیدِ آخرِ نامه سیاهان اسلام تکیهگاه محکم بی تکیهگاهان اسلام شهریار ملک ایران شاه شاهان اسلام ظلمت محضم ولیکن روبه ماه آوردهام بر امام مهربان خود پناه آوردهام ما نمیخواهیم از تو جز تورا حاجت تویی صبح چارهساز ما در هر شب وحشت تویی اهل تو هستیم ما بابای این امت تویی نعمت از این چیست بالاتر ولینعمت تویی چارهی مایی چه در قنداق چه در بین کفن رعیتت هرکه نباشد نیست با ما هموطن دست و دل بازی که آهو را ضمانت میکند با گدایانش چه در روز قیامت میکند بیش ازین دنیا در آن دنیا کرامت میکند مثل جدش قاتلش را هم شفاعت میکند غم مخور غمخوار ما سلطان علی موسیالرضاست (در دو عالم یار ما سلطان علی موسیالرضاست)۲ چایی بعد زیارت از عسل شیرین تر است همچون چایی موکبها چیزی دیگر است ساغیا لبریز از دوری شده پیمانهام من خمار جرعهای از آب سقاخانهام باز سامانم بده دارد محرم میرسد مردهام جانم بده دارد محرم میرسد از من دلواپسی های محرم را نگیر این حسین جانم حسین این اسم اعظم را نگیر **** آه از آن ساعتی که با تن چاک چاک نهادی ای تشنه لب، صورت خود را به خاک