از این خانه به آن خانه، در این بیخانمانیها
حاج مجتبی روشن روانپسندیدن5
بازدید300+
از این خانه به آن خانه، در این بیخانمانیها به دنبال تو میگردم به دنبال نشانیها نمیدانم چرا از دوریات آقا نمیمیرم به جانت جان به لب کرده مرا این سخت جانیها پرم آتش گرفته سوختم از داغ هجرانت ببین خاکسترم افتاده پای شعمدانیها توان گریه کردن را ندارد چشمهای من چه آمد بر سر یعقوب تو از ناتوانیها به صرف چند قطره اشک روضه میزبانم باش هنوز از دل نرفته لذت آن میهمانیها غبار معصیت آیینهام را ول نخواهد کرد گرفتارم، گرفتار همین خانه تکانیها گنهکارم، ولی امیدوارم تا تورا دارم رساندی خویش را هنگامهی پا در میانیها کسی غیر از تو این دیوانه را درکش نخواهد کرد فدای حُسن ظن تو تمام بد گمانیها دم پیری سرم دستی بکش، که زنده خواهم شد کنار تو میافتم باز هم یاد جوانیها نمیخواهی زمان مرگ در آغوش تو باشم نمیخواهی زمان مرگ پیش من بمانیها عجب حس خوشی فردا ببینم در نجف هستم دعا کن تا شود روزیام از این نا گهانیها دلیل حال خوبم دیدن صحنه علی جان است فقط با مرتضی غرقم میان شادمانیها منِ رنجور را تنها حسین آرام خواهد کرد اعوذُ بالحرم از این نا جوان مردیها تن ارباب ما همسطح با ریگ بیابان شد چه آمد بر سر آن شاه با مرکب دوانیها **** دلم گرفته ازین روزگار زجر آور جهان که لطف ندارد بگو نجف چهخبر تمام کون و مکان را اگر نظاره کنی جز او کسی به نظرها نمیرسد به نظر همه اجاره نشینِ شهَنشه نجفیم زمین امارت شخصی اوست سرتاسر مسیح میشوم و مرده زنده خواهم کرد به دست من برسد گر غباری از قنبر هراس مرگ بدل شد به اشتیاق وصال فمن یمت یرنی تا شنیدم از دلبر به خاک تیره نخواهد نشست میت ما درون قبر بریزند تربت حیدر مَبین که پیرهن وصله دار میپوشم تراب با نظر بوتراب گردد زر بجز علی چه کسی قادر است وقت نبرد سلاح خویش ببخشد به دشمن کافر علی جانم... امیر بودن و همسفرهی فقیر شدن از عهدهی احدی غیر او نیامده بر نوشتم آنچه که خوبیست را به پای علی نوشتم آنچه بدی هست پای آن سه نفر یکی ز جنگ فراری، یکی بلا گردان بگو کدام شود جانشینِ پیغمبر اگر ملاک جگر هست، ماجرای مبیت اگرچه قدرت بازوست، حلقهی خیبر کنندهی در خیبر اگرچه بوده ولی شکسته است غرورش در آستانهی در