مقطعه شده بودی تورا بغل کردم
حاج علی کرمیپسندیدن44
بازدید37.1K
مُقَطَّعه شده بودی تو را بغل کردم به قتلگاهِ تو گل کرد حس مادریام چقدر از غمِ عریانیات دلم میسوخت شبیه من ز غم و غصهات حرم میسوخت هنوز لحظهی افتادن تو یادم هست جدال بر سرِ پیراهن تو یادم هست هنوز گِردِ تنت ازدحام میبینم به سمت خیمه نگاه حرام میبینم ***** شکست بالت منو کشته خاطرات گودالت شکستم مثل تنِ لگد مالت شکست بالت کند بود خنجرش، تو راحت جون ندادی دستش بشکنه شمر ذبحت کرد به شادی جسمت شد با نعلای تازه زیر و رو سرو جدا کردن از گلو گفتم به اُمّ البنین دیگه نگی برام از حسین بگو میسوختم تو رو میزدن جوون و پیر گفتم خدا جونمو بگیر فکر نمیکردم جمعت کنن زنای دهاتی با حصیر