مقتل خوندمو چندروزه مریضم
محسن بینندهپسندیدن12
بازدید9.5K
مقتل خوندمو چند روزه مریضم سر ذبح سرت بهم میریزم بردن تا تحقیرت کنن عزیزم یا مظلوم دور پیکرت معرکه گرفتن زدنت واسهی سکه گرفتن مادر آبو که صدا میکردی نیزه شکسته دست و پا میکردی حرمو نگران نگاه میکردی خواهش میکنم برید کنار من خودم خاکش میکنم منّت میکشم خاکش کنم نفسِ راحت میکشم روی زمین رهایی و رو خاک کربلایی و نمیذارن ادا کنم این واجب کفایی رو