مظلوم تمام عالمین است حسین
حاج علی کرمیپسندیدن40
بازدید2K
مظلوم تمام عالمین است حسین جاندادهی کینهی حُنین است حسین عیسی بدان ذبیح را میکشتند انگار نه انگار حسین است نور حق پیشانیاش از ظلمت باطل شکست حُرمت آل عبا در کربلا کامل شکست کار تیر و نیزه و شمشیر و سنگ و چوب نیست چهرهاش در علقمه بعد ابوفاضل شکست داشت با چشمان خود میگفت زینب جان نیا (آتش است اینجا نسوزی چون سپر یا برو یا چشمهایت را ببند این مدینه نیست اینجا کربلاست سوی تا سو تیرباران بلاست لطف کردی آمدی دیگر برو تا سری دارم بیا خواهر برو) داشت با چشمان خود میگفت زینبجان نیا گوشهی ابروی او را چکمهی قاتل شکست طعنه زد کو ساقیِ کوثر کمی آبت دهد؟ شمر روی سینهاش هر قدر میشد دل شکست پنجهی شمر محاسن که برایش نگذاشت بس که نامرد سرش را به زمین میکوبید اوّلین ضربه کربلا لرزید دَم گودال مادری افتاد از حرم یک نگاه پُرخواهش به لب کُند خنجری افتاد دوّمین ضربه شمر هم لرزید چکمهاش بر گلو ترحّم کرد نالهی یا بُنیّای آمد شمر دست و پای خود گم کرد سوّمین ضربه غنچهای پژمرد لاله در چنگ خار و خس افتاد آنقدَر او نفس نفس میزد خنجر شمر از نفس افتاد چهارمین ضربه، پنجمین ضربه وضع حنجر وخیمتر میشد ششمین ضربه، هفتمین ضربه مادرش داشت بیپسر میشد هشتمین ضربه کعبه هم لرزید درد بر استخوان مماس شده نهمین ضربه خنجر کهنه پشت گردن به التماس شده دهمین ضربه کاسهی صبرِ لشکری رفته رفته سر میرفت زودتر از سر بریده به شام قاصدی داشت خوش خبر میرفت وای از ضربهی دوازدهم ضربهای که سنان پسندتر است شمر با دستهای لرزان گفت چه کسی نیزهاش بلندتر است؟ ***** دریای خون و گوهر غلتان که دیده؟ زانوی شمر و سینهی قرآن که دیده؟ ای کاش قاتل خنجرش را تیز میکرد خیلی جسارت شمر بر اربابمان کرد با چکمه پشتش را به سمت آسمان کرد ای کاش روی سینهاش با پا نمیرفت با زانویش بر گردن آقا نمیرفت با تیزی چکمه به اطراف تنش زد بالای ده ضربه فقط بر گردنش زد کلام الله احزابش بههم ریخت رسوم ذبح آدابش بههم ریخت دم گودال زینب ناله میکرد با نالهش شمر اعصابش بههم ریخت رها کرد ذبحو اوّل زینبو زد رسید بالای مقتل زینبو زد با نیزه با غلاف با چکمه با مشت با یه حرصی مفصّل زینبو زد منو به قصد کُشت زدن قدم کمونیه دیدم توو دست ساربان ازت نشونیه دیدم نشست رو پیکرت جلوی مادرت دیدم که بدجوری حسین بریده شد