مصیبه ما اعظمها
امیر کرمانشاهیپسندیدن30
بازدید6K
مُصیبةَ ما اعظَمَها پیشِ رویِ چشمِ بچّهها جسم تورو دوره میکنن پیرهنِ کهنهی تو رو پاره میکنن مگه واسه یک کفن دعوا میشه؟ مگه سیصد نفر توو گودال جا میشه؟ مگه حالا از رویِ سینَت پا میشه؟ سر و کَلهی حرمله پیدا میشه داره پایِ دشمن به خیمه وا میشه مگه حالا از رویِ سینَت پا میشه؟ (لشکری میخنده به دست و پا زدنِت مادرت میبینه برهنه شد بدنِت)۲ (چه بیحساب میکُشن تو رو بدونِ آب میکُشَن تو رو)۲ به اشکِ تو خنده میکنن وقتی به نیَّت ثواب میکُشن تورو داره با وضو نامسلمون میبُره تو هنوز نفَس میکشی اون میبره رویِ ریگِ داغِ بیابون میبُره با یه خنجرِ کُند رگات رو میبُره تو دعا میکنی صدات و میبُره نفسهای مُخدرات و میبُره با عبایِ پاره رو نیزه بسته تو را واسهی انگشتر بریده دستِ تو را لشکری میخنده به دست و پا زدنِت مادرت میبینه برهنه شد بدنِت