ای مصدر سرّ لا تَخَف ادرکنی
حنیف طاهریپسندیدن13
بازدید1.3K
ای مصدر سرّ لا تَخَف ادرکنی ای گوهر خفته در صدف، ادرکنی غارتزدهایم و گرگها از پس و پیش ای شیر بیابان نجف ادرکنی ای حیدر شهسوار وقت مدد است ای زبدهی هشت و چار وقت مدد است من عاجزم از جهان، دشمن به سیاه ای صاحب ذوالفقار وقت مدد است در نجف باش زائر زهرا عاشقان در مزار یک دگرند آن زهرهای که ماه به مهرش منور است دردانهی پیمبر و زهرای اطهر است بر تارک زنان جهان ، تاج افتخار بر گردن عروس فلک عقد گوهر است بانوی بانوان جهان، سرور زنان درج عفاف و عصمت کبرای داور است او را پدر ، رسول خدا ، صدر کائنات او را علی ، ولی خداوند، همسر است بحری ست پر ز دُر و گهرهای شاهوار یزدان ورا ، ستوده به قرآن که کوثر است