مصحف روی تو و چشم گنه کار من
حاج مهدی سماواتیپسندیدن3
بازدید100+
مصحف روی تو و چشم گنهکار من از چه منم عار تو، از چه تویی یار من؟ گر بپسندی مرا، ناز به عالَم کنم گر بفروشی مرا، کیست خریدار من؟ نخلهی خشکیدهام، بار ندارم ولی شکر خدا را که شد کوه غمت بار من هر چه تو گویی بَدَم، باز نکردی رَدَم گر چه فراق رُخَت بوده سزاوار من بس که گنَه کردهام، نامه سیَه کردهام وصل توأم میشود باعث آزار من مهلت وصلم که نیست، طاقت هجرم که نیست پس تو بیا و گره باز کن از کار من تا که قبولت فِتَد، گریهی ناقابلم گر چه سیاهم بزن خنده به رخسار من