مسیر چشم معصومت
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن7
بازدید700+
مسیر چشم معصومت منو راهی دریا کرد توگفتی آه و این حرف تو قلب مشک غوغا کرد گلم چند وقته که بارون رو گلبرگات نباریده لبات از جنس بارونه چرا بوی کویر می ده من و مشکم می ریم دریا تا دریا انحصارشه بازم مشک عمو جوونت عزیزم اعتبارت شه خودم بارون می شم دختر می بارم پای این روضه من این دستامو می زارم همین جا پای این روضه تا ابرا لمس دستات شه تو رو رو شونه می ارم یه وقت گریون نشی عشقم واست چشمامو می زارم تا همبازیت بشم باید منم هم قد تو باشم می رم دریا که برگردم شاید هم قد تو باشم خودم رو نذر تو کردم اگر نذرم قبول باشه باید عباس با مشکش تویه قبر کوچیک جا شه