مسندنشین عالم ایجاد؛ یاعلی
حاج محمود کریمیپسندیدن82
بازدید5.5K
مسندنشین عالم ایجاد؛ یاعلی صد شکر کار ما به تو افتاد؛ یاعلی از دولت غم تو شدم شاد؛ یاعلی کارت درست؛ خانهات آباد؛ یاعلی هرکس شهید توست؛ به دست تو خاک شد هرکس نشد شهید تو، مرد و هلاک شد در باب شأن و مرتبت ارجمند تو شعر تری کجاست که باشد پسند تو ای بهرهمندهای جهان، مستمند تو دنیا کم است پیش نگاه بلند تو دستم اگر به دامن مدح تو میرسید از بیتبیت شعر من، اعجاز میچکید بسیار پردههای دلم را شکافتم جز تو به پردهپردهی این دل نیافتم زیر قدوم توست، خیالی که بافتم گفتند از تو دور شوم؛ برنتافتم ای خسروی که قصّهی شیرین من شدی آهنگ تیشههای من کوهکن شدی وقتی نبی سپرد علم را به دست تو یکلحظه شک نکرد دل حقپرست تو واشد دهان خیبر از آن تیغ مست تو ای قلعه در تحیّر تو؛ ناز شصت تو فرصت نکرد هضم کند قصه را علی مرحب اگر که نعره نزد: مرحبا علی مدح تو را که مجلسیات در بحار گفت باید شعار کرد و به داد و هوار گفت صائب به مصرعی، غزلی مایهدار گفت یک عمر میشود سخن از زلف یار گفت ای زلف تو حکایت دنبالهدار ما ذکر تو، روشنایی شبهای تار ما این ناکسان که بیادب و آبرو برند میخواستند نام تو را بیوضو برند باید به گور دیدن این آرزو برند جاوید نام توست؛ بگو دم فرو برند شاهنشهان کلّ جهان، خاک پای تو هر کاخ، آجری است به ایوان طلای تو پیش تو گرچه عرصه قال و مقال نیست جز هایوهوی، چارهی این شعر لال نیست گفتم به محضر تو بمیرم؛ مجال نیست وصلت هنوز قسمت این خستهحال نیست من از همه به وصف تو الکن ترم علی با شعر بار عشق تو را میبرم علی من را ببخش؛ تحفهی بهتر نداشتم گفتم کبوتر تو شوم؛ پر نداشتم با اینکه شأن و رتبهی قنبر نداشتم دست از غلامی در تو بر نداشتم دریای حسن! شبنم من را قبول کن ای کثرةالعطا! کم من را قبول کن