مرغ خوشخوان رسولم که شکسته پر من
ابوالفضل بختیاریپسندیدن2
بازدید3.5K
مرغ خوشخوان رسولم که شکسته پر من غرق خون گشته خدایا همۀ پیکر من *** غربت از غربت من خاک به سر میریزد که شده آه دل و اشک رخم یاور من *** از عطش طاقت گفتار ندارد لب من خصم دون از چه زنید سنگ دگر بر سر من