مرزهاروبستن و باپای دل میام
امیر برومندپسندیدن10
بازدید3.4K
مرزا رو بستن و با پای دل میام تو کوله بارمه فقط توشهی عشق عکسای خاطراتِ اربعینمه تو بایگانیِ دلم، پوشهی عشق من با مرور خاطرههای اربعین حالم عوض میشه یه روزی آخر میارم پیشت زندگیم و واسه همیشه دلمو گره زدم به شبکههای ضریحت کاشکی دستمو بگیری یه شب از لای ضریحت «ابی عبدالله، حسین جانم»۳ آمارِ کربلا نشون داده به ما دوای هر بلا تو خاکِ تربتِ نسخهی ما برای مردم جهان یه استکان چاییِ بعد روضته این اعتقاد و سینه به سینه به ما رسوندن بزرگامون واسه ما گفتن از برکاتِ عاشورا و قصهی طاعون قدیمیترای عمر از این خونه شفا گرفتن روضه رو تو هر شرایط حتی تو خفا گرفتن «ابی عبدالله، حسین جانم»۳