مرحم خار مغیلان بر کف پایم نشسته
حاج محمود کریمیپسندیدن5
بازدید1.2K
مرحم خار مغیلان بر کف پایم نشسته قامت از غم کمانم قامت غم را شکسته ای بهشتی رو خود بیا سویم تا تو را بیند چشم کم سویم (بابا حسین ای شه تشنه لب) 4 تا به پا خیزم از جا دست بر دیوار گیرم شامیان پرسیده از من کودک هستم یا که پیرم خاک و خون گشته هالهی رویم ناله دارم از درد پهلویم (بابا حسین ای شه تشنه لب) 4 دیدی از نی پیش چشمت گیسوانم چنگ میخورد گَه به روی عمّه زینب گَه به روی سنگ میخورد (بابا حسین ای شه تشنه لب) 4 اشک چشمانم دمادم میبرد خون لبانم خون و خاکستر به دستم میبرم از گیسوانم اشک چشمانم گرچه خونآب است بر لب خشکم جرعهای آب است (بابا حسین ای شه تشنه لب) 4