مرا حساب نکردی پسر نمیخواهی
حاج محمدرضا بذریپسندیدن15
بازدید2.1K
مرا حساب نکردی پسر نمیخواهی بگو ببینم عمو جان سپر نمیخواهی؟ چرا از اکبر و قاسم سوال پرسیدی؟ برای مرگ تو از من نظر نمیخواهی؟ خودت صدا زده ای: یاوری در اینجا نیست؟ هنوز مانده عمو یک نفر! نمیخواهی سپر ندارم عمو، سر که هست! بازو هست کبوترت شده ام بال و پر نمیخواهی قبول دارم اگر زیر دست و پا هستم ردم مکن، نکند دردسر نمیخواهی چنین که زود به گودال رفته ای پیداست که رفتنی شدی یار سفر نمیخواهی؟ عمو مخواه بعد تو بر عمه دردسر بدهم عمو برای خودم بهترست، سر بدهم ***