نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

حسین، وای... مثه طفلی که زمین خورده برات گریه میکنم مثه قلبی که شد آزرده برات گریه میکنم خدا اشکِ چشمهامو برات زیاده کنه حسین مثه مادرِ جوون مرده برات گریه میکنم تنها کشتنت لب تشنه روی خاکِ داغ صحرا کشتنت مجروح کشتنت آبرودارِ جهانو شبیه مذبوح کشتنت عطشان کشتنت خیلی بد شد پیش چشمای مادرت عریان کشتنت آه یا مظلوم، صید مجروح آه یا عطشان، پاره عریان آه ای بی سر، خونین هنجر آه ای بی سر، ای حسینم وقتی روضهخون میگه، روضتونو شبِ عاشورا گریمون بی اختیار میشه رها، شبِ عاشورا وقتی میشنوم همه رفتن و شمر دست نمیکشی حالا معذبت کنند، زیر دست و پا (دردارو بگم به خدا نمیتونم من همهی دردارو بگم)۲ محکم میزدن سی هزار نفر تو قتلگاه تورو باهم میزدن خورشیدم نشست قاتلان اومده بود رو سینت نشست خورشیدم نشست... حسین... مظلوم، مظلوم، یا اباعبدالله...
هنوز نظری ثبت نشده