مثه بچهها مردهها گریه کنید
محمدحسین حدادیانپسندیدن27
بازدید1.2K
مثل بچه مردهها گریه کنید میخوام از رباب و دخترش بگم ایندفعه مصیبت رقیه رو میخوام از زبون مادرش بگم: دخترم! مثل علیاصغر برات مادری کردم رفتی و چادر خاکی تو رو روسری کردم تیر سهشعبه بود از گلو بزرگتر از صورت تو دست عدو بزرگتر الهی که براتون بمیره مادر روز و شب باید که خون گریه کنم گریه کنم گریه کنم من برا کدومتون گریه کنم گریه کنم گریه کنم برا آخرین ستارهی حسین گریه میکنن همه آسمونا نامسلمونا نذاشتن که تو رو ببرم قبرستون مسلمونا دخترم مثل علیاصغر برات میزنم ناله بمیرم حتی تو رو غسل نداد زن غسّاله ******* چقدر کتک خوردم برات فدا سرت همه کبودیا خواستم سرت رو نبرند توی محله یهودیا اون سنان از زجر بی ادبتره بی ادبتره بی ادبتره زجر بگذره سنان نمیگذره نمیگذره نمیگذره من میفهمم نفس بریده رو بریده رو بریده رو صورت روی زمین کشیده رو کشیده رو کشیده رو ****** شنیدم که اربعین جا موندی دلگیرم من بجای تو زیارت میرم یا رقیه میگم و میمیرم