مثل یک دیوار که با در نمیآید به هم
حسین قربانچهپسندیدن1
بازدید2K
(مثل یک دیوار که با در نمیآید به هم)2 این سر پاشیده با پیکر نمیآید به هم اربا اربا شد درون پیکرم دیگر نگو که تن من با علیاکبر نمیآید به هم (نه تو عمامه درآور وَ نه عمه روسری)2 زخم کاری با نخ معجر نمیآید به هم مصحف من سیزده قسمت شده بر روی خاک با چنین شیرازهای دفتر نمیآید به هم عمو مثل اخلاقم تمام استخوانها نرم شد چوب و سنگ و خُلق پیغمبر نمیآید به هم