مثل پروانه پر کشید و رفت
حاج محمدرضا بذریپسندیدن4
بازدید97
(مثل پروانه پَر کشید و رفت از همه دنیا دل برید و رفت یک نفس تا میدون دوید و رفت، عبدالله) ۲ رفت و چشم اهل حرم تر شد بیقراریِ عمه بدتر شد توی لشکر سرباز آخر شد، عبدالله سراسیمه رد شد از جنجال پابرهنه اومد توی گودال، واویلا دلش خون شد، تا عمو رو دید بین خاک و خون، تشنه و بیحال، واویلا تُو اون شلوغیها میدید غرق ندای رَبَّناست میدید تُو آخرین نگاهش دل نگرون خیمههاست عمو حسین، عمو حسین ... روضهی عبدالله نفسگیره توی آغوشت نیزه و تیره زیر بارون سنگ و شمشیره، واویلا کربلا صحرای قیامت شد با عموجون این روضه قست شد پیکرش تُو یک لحظه غارت شد، واویلا شبیه گل بود و پرپر شد از گلابش صحرا معطر شد، واویلا توی آغوش عمو جون داد غارت جسمش سهم خنجر شد، واویلا ((میون اون برو بیا از بدنش چیزی نموند) ۲ باید براش مثل حسین روضهی نعل تازه خوند) ۲ عمو حسین، عمو حسین ...