مثل زندونه کنج ویروونه
حاج اسلام میرزاییپسندیدن31
بازدید2.4K
مثه زندونه کنج ویرونه بخدا دخترت پریشونه حال و روزم نداره تعریفی همه جای تنم رد خونه روز و شب بابا زدنم سیلی شده با ضرب دستشون صورتم نیلی داره میسوزه تنِ تب دارم تو که رفتی یه عده ای دادن آزارم یا اباعبدالله بابای من... تا که اسم تو رو میآوردم همه جا تازیونه میخوردم روزی صد دفعه چادرم له شد زیر پای یهودیا مُردم به من و عمه زدن حرف بد تا زمین خوردم همگی شدن از رد عمو عباسم اگه پیشم بود نمیذاشت پیکرم بسوزه میون نور یا اباعبدالله بابای من... توی بازار شامیا رفتم توی بزم حرومیا رفتم منو از روی نیزهها دیدی با چه وضعی تو کوچهها رفتم منو تو انظار میزدن با سنگ همگی روی معجرم میزدن هی چنگ شده بابایی بدنم زخمی شده بابایی همه جای تنم زخمی یا اباعبدالله بابای من...