نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مثل اکبر پسرم دوستت دارم سر رو زخمای تن تو میزارم از داغ این بدنی که درهم شد قد مادرت خم شد یا رادّ یوسف و زیر لب میخونه برا عروست روضه زینب میخونه دلت نگیره عمه نیست بالاسرت پی عبا میگرده واسه پیکرت … به رویاهاش مادرت رسید حالا مثل سقا شدی خوش قدو بالا سم مرکب روضه ها رو بیشتر کرد قدتو بلندتر کرد غزل خیمه های من قصیده شد مثل عسل تنت رو خاک کشیده شد نیزه به پهلوت زدن انقد که شکست غروب عاشورا دیگه فاطمیه است عمو حسین عمو حسین... نعل های خاک خورده دنده هایت راشکست آن تنی که مثل زهرا میخورد پا، قاسم است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد