نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

مبارک دلِ شادِ ایرانیان ز فرزندِ دامادِ ایرانیان رسید عیدی فاطمه از جنان چه مستاند و دلداده ایرانیان عربها عجمها برادر شدند رسید او به امداد ایرانیان عروس علی، اجر تو با علی! که شد زندهتر یاد ایرانیان خدا با گداهای او یار شد حسین بنِ حیدر پسردار شد شب ساغر و باده و مِیکده شب مِیگساری ما آمده بده دست خود را به دست علی به حرف کسی غیر او دل نده برای طوافی به دورِ سرش نوشتند صد عمرهی مفرده سحرها که ما را دعا میکند میآید به دیدارمان سرزده بنازم به این بندهی راستین بنازم به این سیدُ الساجدین شبی خاکِ کوی و گذر میشوم سیاهم ولی جام زر میشوم مرا با سلاطینِ عالم چکار گدا میشوم معتبر میشوم من آن سنگ بی مصرفم که اگر نگاهش بخواهد گوهر میشوم شبی که تجلی اسم علی است اسیر نجف، بیشتر میشوم نوشتم روی ساغرم یاعلی مرا میهمان کن حرم یاعلی
هنوز نظری ثبت نشده