نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

تو به من اجازه دادی که بگم نوکرتم آره اسممو نوشتی وقت گریه کردنم به لباس فرم و شال خادمی نیازی نیست شال خادمیمه حقی که تو داری گردنم لقمه از دست تو خوردن طعم دیگهای داره دستهای خالیمون آقا کاسهی نوکریه قاب عکس مشهدی که رو دیوار خونههاست معتبر ترین بابایی واسهی نوکریه هم نفس نهار ما و هم سفر کبوترایی نقش روی سینمون اینه ما همه خادمالرضاییم ساده بگم یه عمره آقا گدای خونهی شماییم حرف من و امثال من نیست ما همه خادمالرضاییم بگو آقا بگو گوشم به شماست اصن هرچی تو بگی روی چشم منو به تو میشناسن دلم میخواد یکمم شده شبیه تو بشم
هنوز نظری ثبت نشده