ما همان یا کریم دام شما
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن0
بازدید75
ما همان یا کریم دام شما جبرئیل قدیم بام شما صبح روز نخست خواندمتان چقدر آشناست نام شما صبح روز ازل حوالی نور سجده کردیم بر کدامِ شما؟ من حلالم بُود حلال شما من حرامم بُود حرام شما چهارده قرن دست هیچ کسی دل ندادیم به احترام شما به شما معدن کَرَم گفتند و به ما سائل حرم گفتند پر من بال و بال من پر شد پر و بالی زدم کبوتر شد به نفس های حضرت زهرا حالمان خوب بود و بهتر شد سحر پنجم عبادت بود کوچه های خدا منوّر شد مردی از سمت ابرهای دعا آمد و خشکی دلم تر شد آمد و با خودش کتاب آورد او امام آمد و پیمبر شد مردی از سمت آفتاب آمد با مفاتیح مستجاب آمد آمده تا مرا تکان بدهد چشم گریان به این و آن بدهد آمده روی پشت بام سحر با صدای خدا اذان بدهد آمده بشكند قفس ها را بال ما را به آسمان بدهد با خودش نور مصحف آورده تا خدا را به ما نشان بدهد به نگاهش دخیل می بندیم تا مناجات یادمان بدهد ای مسیح، ای مسیر سبز دعا بر مناجات کردنت صلوات ای مناجات ای نسیم دعا راه نزدیک ما به سمت خدا ای که دریا کنار تو قطره قطره با التفات تو دریا نذر سجاده ی شبانه ی توست چارمین رکعت نوافل ما ای امام علیّ دوم من ای امام چهارم دنیا مرد شب زنده دار سجاده مرد محراب، التماس دعا از تو بوی نماز می آید بوی راز و نیاز می آید مادر تو نگین حجب و حیاست شرف و شمس سید الشهداست مایه ی آبروی ایران است افتخار همیشه ام به شماست از تو و مادر تو این دل ما عاشق خانواده ی زهراست یک سفر پیش ما نمی آیی؟ وطن مادری تو اینجاست تو عجم زاده ای تو فامیلی پس حرم سازی ات به گردن ماست تو در این سرزمین گُل کاری به خدا حق آب و گِل داری بی تو سجاده ای اگر هم بود فرش رسوایی دو عالم بود بی تو یا حرفی از بهشت نبود یا اگر بود هم جهنم بود خطبه های گلوی زخمی تو انعكاس غروب ماتم بود تو اگر خطبه ای نمی خواندی خانه هامان بدون پرچم بود تو اگر روضه ای نمی خواندی سال ما سال بی محرم بود از تو داریم فصل ماتم را ده شب گریه ی محرم را