به عشق تو، گرفتارم
ابوذر بیوکافیپسندیدن12
بازدید900+
به عشق تو، گرفتارم به یاد تو، پریشانم حسین جانم، حسین جانم حسین جانم، حسین جانم فدای تو، دل و دینم فدای تو، سر و جانم حسین جانم، حسین جانم حسین جانم، حسین جانم نگاهی کن به چشمانی که از داغت شده دریا بیا امضا کنی امشب شهادتنامهی ما را آه ماهِ خونخواهی، باز آمده از راه ما مَرد این راهیم، یا اباعبدالله یا اباعبدالله... زن و مرد و جوان و پیر همه یارِ علی هستیم فداییِ وطن هستیم فداییِ ولی هستیم شدیم همعهد، جوانان با جوانانِ بنیهاشم فداییِ ولی باشیم چنان اکبر، چنان قاسم در این کشور ببین هرجا، که غوغای رشادتهاست که از خون شهیدانِ وطن برپا قیامتهاست شد فصل بیعتها، شد فصل همعهدی ما همه میمانیم، با نائبالمهدی یا اباعبدالله... امید ما، امان ما، پناه ما، اباصالح ببین مانده، به راه تو نگاه ما، اباصالح شهیدان در هوای تو گذشتند از سر و از جان به راه تو بهپا خیزیم چه در غزّه چه در ایران بیا با ذوالفقار از راه، بیا ای یار مظلومان بیا بر ظلم صهیونی، به تیغ خود بده پایان ای وارث حیدر، ای وارث طاها ای منجی عالم، ای مهدی زهرا ای مهدیِ زهرا...