ما كه بودیم اهل پرده نشین
سیدمهدی میردامادپسندیدن1
بازدید2.1K
ما كه بودیم اهل پرده نشین عالمی چون ركاب ما چو نگین ما كه بودیم انفطار سما ما كه بودیم افتخار زمین دركمال وقار و حُرّیت در اسارت شدیم خاك نشین ای به افلاك رفته از سر نی ای به خاك اوفتاده از سر زین بار دیگر بتاب ای مهتاب از سر نیزه حال عمه ببین بعد تو ای تمام دلخوشی ام خنده هایم همان و گریه همین گوشوارم فتاده با سیلی گوشها هم سبك شد هم سنگین گله ای دارد این گل بی تاب من كه آب وگلم به توست عجین باسر خود به هر كجا رفتی هدف سنگ آن و نیزه ی این بارش سنگ در محل یهود خورده بر لعل و گونه ها و جبین امشبی را بیا به منزل ما قدمت روی چشم ای شه دین بزم ما خاكی است خاكی باش روی دامان خاكی ام بنشین