ما رو به خاک و خون کشوندن
حاج علی کرمیپسندیدن19
بازدید1.3K
(ما رو به خاک و خون کشوندن سپاهو پشت خیمهامون کشوندن یه دونه تو خاک شده بودی تو رو هم از توی خاک بیرون کشوندن) ۳ قد تنت یادم نمیره من حجم گردنت یادم نمیره یادم بره تیر سهشعبه تلظی کردنت یادم نمیره (هر کس بپرسه از تو، چی جواب بدم؟ حق بده مادر خودمو عذاب بدم) ۲ حرمله حتی نمیذاره پسرم من به سرِ بریدهی تو آب بدم تشنه جون دادی، زندگیِ رباب (۲) آروم مثل عموت رو نیزهها بخواب *** پاسی از شب رفته روی نیزه بیداری علی دلخوری از مادرت انگار حق داری علی میفروشم زیور و گهوارهات را میخرم کور باشم نبینم من بین بازاری علی *** لااقل ببند چشماتو پسرم وقتی که حرمله داد میکشه سرم *** نیزهی رأس علیاصغر او را ببرید این که اینجاست رباب است، مراعات کنید نگذارید به سر حرمله نزدیک شود بیحیا مست شراب است، مراعات کنید (چندتا پرت برگشته مادر فقط خاکسترت برگشته مادر) ۲ معلومه تیر با شدت اومد که اینجوری سرت برگشته مادر *** همین که تیر رها شد علی به خود پیچید صدای تیر درآمد، چرا زدی نامرد پدر خمید و پسر رفت و مادرش افتاد سهشعبه را تو مگر چند جا زدی نامرد بگو که یک سر کودک چقدر میارزد که پشت خیمه روی نیزهها زدی نامرد رباب را چقدر با همان کمان از عمد به دشت کوفه و کربُبلا زدی نامرد (چندتا پرت برگشته مادر فقط خاکسترت برگشته مادر) ۲ معلومه تیر با شدت اومد که اینجوری سرت برگشته مادر *** شادی برا من مُرده مادر غمت بلا سرم آورده مادر از بس عمیقه زخم حلقت گلوت انگار که نیزه خورده مادر (بدون من تو جای دور نری یه وقت مادر جلو چشای شور نری یه وقت) ۲ (هر جا بابات میره برو ولی علی دیگه باهاش توی تنور نری یه وقت) ۲ از روی نِی میری تو بزم مِی تازه چشات چرا بستهست، دهان تو بازه *** بگو تقصیر نیزه یا سه شعبهاس چرا مادر دهانت باز مانده؟ *** تشنه بودی و گرسنه بودی تو بس که زدن با سنگخیلی کبودی تو *** تمیزش میکنم دستم بیادش سرت خاکی و خونی و کبوده ببینم مادرای شام چی میگن نمیگن مادرش مادر نبوده *** قول میدم اگه ورق برگرده و علی نمیره جوری لالایی بخونم حرمله هم گریهاش بگیره تلاش کردم حسین ازت بشنوه بابایی عصای دست نیزهدارایی بیتو از این زمونه سیرم گل یاسم بگو کی از شاخه تو رو چیده سرت هنوز هم بودی شیر میده الهی من برات بمیرم من این پایین تو اون بالا علی لالا علی لالا