ما از ازل گدای پریشان زینبیم
محمد حسین عطائیانپسندیدن10
بازدید900+
ما از ازل گدای پریشان زینبیم شکر خدا که ریزه خور خوان زینبیم با یک دعای او همه عاشق شدیم و بس یعنی که عاشقانه مسلمان زینبیم ما را خرید و نوکر اربابمان نمود گریه کن تو زینب است و مادرت زهرا این گریه های ما فقط گرمی بازار است با یک نگاه حیدری اش جذبمان نمود این قوم در به در همه سرباز زینبیم مانند مرد باشد اگرچه خانم است خون علی میان رگانش تلاطم است او آمده زمین و زمان را تکان دهد مثل مسیح بر تن هر مرده جان دمد او آمده که با کَرَم کردگاری اش با آن شور خویش بر سر ما سایبان دهد او آمده که آیه ای از هل اتی شود او آمده که با نخی از تار چادرش بر دوستداران فاطمه برگ امان دهد هرگز کسی شبیه تو خواهر نبود و نیست در آسمان عاطفه اختر نبود و نیست دار و ندار تو همه وقف حسین بود مانند تو به پای برادر نبود و نیست حتی تو از عصاره ی جانت گذشته ای در کربلا شبیه تو مادر نبود و نیست از جان خود اگر که گذشتم به راحتی دل کنده ام ز تنت با چه زحمتی من زینبم می خواستم به پات سرم را فدا کنم اما به خواهر تو ندادند مهلتی چجوری آروم بشینه تو حرم ببینم غصه مکرر میخوری بچه هام اگه برن فدا بشن جاش دو تا نیزه تو کمتر میخوری کافیه رخصت میدونم که بدی میرم از خیمه با ذوالفقار میام نمیخواد فکر دل منو کنی من با داغشون کنار میام قول میدم اگه برن پیشت دیگه با چشای غرق بارون نمیام شهیدامو وقتی برمیگردونی از توی خیمه ها بیرون نمیام نمیخوام حسین نمیخوام منو دم غروب که شد زار و حیرون توی مقتل ببینن نمیخوام با دستای بسته سه روز پشت دروازه معطل ببینن پرچمو بالا میبرم حتی توی بزم یزید بزار ببینم که شدم منم یه مادر شهید نزار مث داداش حسن شبا کابوس ببینم داغ جسارت و اهانته به ناموس ببینم اگه نرن دق می کنم به جون تو قسم حسین دسته گلای من فدات عزیز ترین کسم حسین فدا سرت بزار داداش بشن شهید و پرپرت قسم میدم تو رو به جون مادرت قبول کن این هدیه های خواهرت من قول میدم شهید شدن از خیمه ها بیرون نیام ولی تو هم قول بده جبران کنی این کارو برام ما میرسیم کنار هم بازم غروب اربعین نگیر سراغ دخترتو جون من فقط همین به ظلم و جور شامیا مصیبتش فاطمه بود حسین روزای آخرش مث مادرمون فاطمه بود علی اکبر جای ناموس من و تو وسط میدان نیست جان من برخیز و دست بجنبان پسرم