نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(ماه کم کم فروغِ نورش را به سوی فرش خاکِ ره میکرد)۲ نقره نقره بلور میافشاند تا به شمسِ ولا نگه میکرد آسمان با تمامِ زیبایی از زمین میگرفت زینت و زِین زیرِ لب هر فرشتهای میگفت عرض تبریک و تهنیت به حسین تا ز رخسار رقیهی او محرمِ رازِ حق حجاب افکند گرمیه دیگری رخ ماهش بر دل و جانِ آفتاب افکند دختری آمده که از طفلی غرقِ یاد خداست خلوت او نقش توحید، جلوهی نابش رنگ شرم و حیاست طلعت او از همان دورهی طفولیت شرف و عزت و فضیلت داشت محو او بود زینب کبری بس که بر فاطمه شباهت داشت جای دارد که هاجر و مریم محو قدر و جلال او باشند عجبی نیست قدسیانِ فلک مادام جمالِ او باشند فرصت این گلِ بهشت حسین مثل عمرِ تمام گلها بود سه بهار تمامِ زندگیاش غرق انوار حق تعالی بود (هرکسی حاجتی از او میخواست با دعا از خدا تمنا کرد)۲ با همان دستهای کوچکش گرههای بزرگ را وا کرد سعیِ او در تعالی مکتب داده عزت به نهضت اسلام نقش بسته به دیدهی تاریخ رد پایش ز کربلا تا شام همصفات حمیده دارد هم سفیرِ قیام عاشوراست زد شراره به خرمن بی داد او دختری که شهیدهی باباست چون وفایی به هرکجا برسیم ما به این خانواده مدیونیم بی نیاز از جهان تا ما سائلان رقیه خاتونیم **** (دلم میخواد یه دسته گل بیارم روی سر نازِ تو گل بریزم کاشکی میشد، تو حرمت میگفتم تولدت مبارکه عزیزم)۲ نمیتونم چشمامو رو حقیقت بعد یه عمری نوکری ببندم تولده حرم چراغونی نیست روم نمیشه دست بزنم بخندم کاشکی میشد زائر صحنت بودم نترسی امشب کسی نیست کنارت کاش منو آتیش میزدی، جای شمع اینجوری تاریک نباشه مزارت دلت گرفته بود، آرزوت بود باباتو با خودت هم آغوش کنی سر بریده اومد از راه نزاشت چهارمین شمعتو خاموش کنی فرشتهها، گریه کناتن امشب غم تو حالا واسمون مبارک خرابه که جای کبوترا نیست تولدت تو آسمون مبارک
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد