آه نیزه نشین سرزد از دامنم
حاج مهدی سلحشورپسندیدن8
بازدید400+
(آه نیزه نشین سر زد از دامنم) ۲ (عاقبت اومدی ای پدر دیدنم) ۲ ای مهربون، ای غرق خون ای بابا جون (چرا زخمی شده لبهات؟) ۲ (پُر خاکستره موهات) ۲ (خشکه لبهای تو مثل لبهای من) ۲ (ای که بوده سرت، ماه شبهای من) ۲ ببین بابا از غم تو موهای من شده سفید ببین بابا از غم تو شدم نحیف و ناامید ببین بابا از غم تو تو کودکی قدم خمید (امان از غربت امان از دوری) ۲ ببین بیتابه قلب دخترت بابا دلتنگم بابا محزونم منو میکشه زخم حنجرت (یا اباالمظلوم یا اباالمظلوم یا اباالمظلوم) (اومده دلبرم)۳ کنج این غمکده (از سفر یار من اومده سرزده) ۲ ای مهربون، ای غرق خون ای باباجون (دیگه چشمام نمیبینه) ۲ بابا گوشام سنگینه از شبی که پدر گم شدم در سفر (زخمیه پیکرم صورتم بیشتر) ۲ یه وقت دیدم که یه نامرد با تازیانه سر رسید لگد میزد به پهلوهام، من و رو خاکا میکشید صدا کردم عمو جون و کسی صدام و نشنید (غمی نیست بابا تمام دردام فدای یک تار موی سرت) ۲ بمیرم واست که تشنه موندی هنوزم خیلی خشکه حنجرت (یا اباالمظلوم یا اباالمظلوم یا اباالمظلوم) (حال آشوب من با تو خوبه پدر) ۲ زخمه روی لبت جای چوبه پدر ای مهربون ای غرق خون ای باباجون چرا قرآن نمیخونی؟ تو که دردام و میدونی (آیهی روی نی دلخوشی حرم) ۲ (ای که بوده سرت سایهی رو سرم)۲ (کجا بودی ما رو بردند محلهی یهودیا) ۲ چقدر آزار میداد ما رو نگاه هرز شامیا بابا موی سرم سوخته یه وقت به عمه نگیا ببین باباجون شدم بی سامون شدم واسه همه دردسر ببین بیتابم ببین محزونم من و بابا حون با خودت ببر (یا اباالمظلوم یا اباالمظلوم یا اباالمظلوم)