ماه مُحرم آمده باید دگر شوم
حاج سعید حدادیانپسندیدن2
بازدید1.8K
ماه مُحرم آمده باید دگر شوم باید بهم بریزم و زیر و زِبر شوم خیر مجسم است محرم بعید نیست این ماه تا ابد تُهی از هر چه شر شوم حتی اگر یزیدیم و در سپاه كفر چون حُر بعید نیست شهید نظر شوم شب با یزید باشم و فردای انتخاب قربانی حسین نخستین نفر شوم ماه محرم است كه بی تاب جستجو در خود همه فرو روند از خویش بَر شوند وقتش رسیده است بگیرم علم به دوش تكیه به تكیه سینه زنان، نوحه گر شوم وقتش رسیده است كه چون باد، روضه خوان كوچه به كوچه موی كنان در به در شوم وقتش رسیده است خرابه خرابه آه وقتش رسیده لاله ی كوه و كمر شوم باید كه بی خبر شوم از هر چه هست و نیست از ماجرای خون خدا با خبر شوم بی موج گریه چشم در این ماه حفره ایست باید كه سرخ، لایق چشمان تر شوم آتش گرفته خیمه ی دل های كربلا سینه به سینه سوز شوم شعله ور شوم بارانی است دیده ی خاتون اهل بیت چشمه به چشمه اشك شَوَم در به در شوم وقتش رسیده است كه آئینه دار شمس وقتش رسیده است غلام قمر شوم وقتش رسیده خطبه شوم، خطبه ای بلیغ وقتش رسیده شعر شوم، شعر تر شوم وقتش رسیده شاعر و شمشیر هو، هلا وقتش رسیده شیر شوم، شیر نر شوم ماه محرم آمد و مُحرِم شدم به تیغ آماده ام كه مَحرم خون و خطر شوم دور سر بریده ی تن پاره ی بتول پرواز را كبوتر بی بال و پر شوم تشییع دست های علمدار آب را وقتش رسیده است كه آسیمه سر شوم با ناله های حضرت سجاد از سحر تا شام سرخ آمده ام همسفر شوم ماه محرم است و نماز حسین را آماده ام حواله اگر شد سپر شوم وقتش رسیده است یزید پلید را همچون زبان زینب كبری تَشَر شوم وقتش رسیده حرمله ی نابكار را گردن به تسمه گیرم و تیر و تبر شوم مرد خدا به غیر شهادت هنر نداشت وقتش رسیده است كه اهل هنر شوم ماه محرم آمده پا در ركاب خون در خون خویش آمده ام مستقر شوم بر چشم دشمنان قسم خورده ی علی مانند تیر آمده ام كارگر شوم ماه محرم آمد و افسوس می رود آماده ام كه راهی ماه صفر شوم