ماه خیمهی نجمه
حاج محمدرضا بذریپسندیدن14
بازدید2.2K
ماه خیمهی نجمه قربونِ قد و بالات سیزده سالته اما میجنگی مثل بابات (شبیه بابات شمشیر میزنی شبیه بابات تکبیر میکشی شبیه بابات حمله میکنی قیامتو به تصویر میکشی)۲ رجز که میخوندی میگفتم ای جانم یاد یل جَمل میافتم ای جانم ای جانم ای جانم (میوهی دل من یادگار حسن یادگار حسن یادگار حسن)۴ از بس تشنته نور چشمات داره کم میشه میگیره دلم تا که اَبروی تو خم میشه دیدن حریف تو نیستن ولی تا روتو سمت من کردی زدن درست شبیه جدهات فاطمه دیدم چقدر با نامردی زدن نیزه به نیزه شد جراحتت بیشتر (سنگ به تو خورده به صورتت بیشتر)۲ ای وایِ من (میوهی دل من یادگار حسن یادگار حسن یادگار حسن)۴ (تیر بارون شدی قاسم بازم اومده یادم بازم یاد تابوت بابای تو افتادم)۲ شبیه زهرا پهلوت له شده بسه تقلّا زانوت له شده پاره شده بازوبند تو و به زیرِ نعلها بازوت له شده شکسته بازو ولی گردنت بیشتر سر تو زخمیه ولی تنت بیشتر ای وایِ من (میوهی دل من یادگار حسن یادگار حسن یادگار حسن)۴