ماه خیمهی نجمه
جواد مقدمپسندیدن21
بازدید6.8K
ماه خیمهی نجمه، قربون قد و بالات سیزده سالته اما، میجنگی مثه بابات شبیه بابات شمشیر میزنی شبیه بابات تکبیر میکِشی شبیه بابات حمله میکنی قیامتو به تصویر میکِشی رجز که میخوندی میگفتم ای جانم یاد یل جمل میافتم ای جانم میوهی دل من، یادگار حسن ... از بس تشنته نورِ، چشمات داره کم میشه میگیره دلم تا که، اَبروی تو خم میشه دیدن حریف تو نیستن ولی تا روتو سمت من کردی زدن تورو شبیه جدت فاطمه دیدم چقدر با نامردی زدن نیزه به نیزه شد جراحتت بیشتر سنگ به تو خورده به صورتت بیشتر میوهی دل من، یادگار حسن ... تیربارون شدی قاسم، باز اومده یادم بازم یاد تابوت بابای تو افتادم شبیه زهرا پهلوت له شده بسه تقلا زانوت له شده شکسته بازوبندت زیر پا به زیر نعلا بازوت له شده شکسته بازو ولی گردنت بیشتر سر تو زخمیه ولی تنت بیشتر میوهی دل من، یادگار حسن ...