ماه خوشگل رباب
حسین ایزدخواهپسندیدن39
بازدید2.5K
ماه خوشگل رباب رو لبت زبون نچرخون نده مادرو عذاب عمو داده قول آب روی دست عمّههای خیمه لااقل بخواب چشاتو رو هم بذار داره دق میکنه مادرت الهی بارون بیاد باشه این گریهی آخرت خیمه به خیمه پسرم تو رفت و آمدم برات نمونده آبی تو حرم تا برسونم به لبات علی لایلای، علی لایلای... با گریه مختار به حرمله گفت نامرد شنیدم زورت رسیده به شیرخواره حرمله صدا زد، جوری بگم که رگهای قلبت از هم بشه پارهپاره همین قدر بگم، جگر حسینو آتیش زدم همین قدر بگم، با کمونم جلو اومدم همین قدر بگم، حسین هنوز داشت با اشک حرف میزد با لشکر که یک دفعه تیر زدم به حلقوم علیاصغر یه جوری زدم که دل مادرش ریخت یه جوری زدم که همه حنجرش ریخت لالایی لالایی لالایی... با این که داغِ طفل رُبابو بدجور گذاشتم آخرش تو دل اهل حرم امّا بدون که یه جایی بود که حتی منِ حرمله هم جاری شد اشک تَرَم خودم میدیدم بدجوری دست و پا میزنه انگار باباشو با خِسخِسش صدا میزنه دیدم که حسین قنداقه رو پاره کرد با اشک صدا زد که لالا راحتتر دست و پا بزن بمیره واست بابا میرفت سمت خیمه، میومد دوباره میدیدم که از روش خجالت میباره حرمله خیر نبینی، گُل من نارَس بود کشتنش تیر نمیخواست، نسیمی بس بود علی لایلای، علی لایلای...