ماه حرم افتاده بر زمین
حاج عبدالله باقریپسندیدن2
بازدید2K
(ماهِ حرم افتاده بر زمین پناهِ حرم شد تکّه تکّه تکیهگاه حرم خورده گره به کارِ شاهِ حرم)2 وقتی به علقمه رسیدو وقتی برادرش رو دیدو از غصه قامتش خمیدو گریه امونشو بریدو تیرا رو از تنش کشیدو علمدارم، ای لبتشنه سقّای وفادارم تنهام نذار، ای تنها کس و کارم علمدارم، علمدارم آه علمدارم، آه علمدارم.... یار حرم، وا کن چشاتو ذوالفقار حرم پاشو بازم بمون کنار حرم بعد تو امنیت نداره حرم (یار حرم پاشو نذار تو رو سکینه بیدست روی زمین ببینه)2 بعد از تو آخرش همینه رو سینهی من از رو کینه شمر توی قتلگاه میشینه با یه خنجر دور از چشمت جلوی چشمای مادر دیگه نگم چی میاد سرِ این سر علمدارم، علمدارم آه علمدارم، آه علمدارم.... سوی حرم دشمن رسیده روبهروی حرم تو شعلهها میسوزه موی حرم پاشو یه کاری کن عموی حرم (توی حرم گهواره داره میشه غارت گوشواره داره میشه غارت)2 شد خیمه مثل مشکِ پارت زینب داره میره اسارت ای وای از این همه جسارت از این بدتر میبَرن از سرِ دخترا معجر زینب تنها مونده بین یک لشگر علمدارم، علمدارم آه علمدارم، آه علمدارم....