ماه به تاریکیه شب میآید
حسن عطاییپسندیدن20
بازدید2.4K
(ماه به تاریکیِ شب میآید) 2 جوان هاشمی نسب میآید هر قدمی رو به جلو بردارد (لشکر دشمن به عقب میآید) 2 (روی ماهش حیدری، رسم و راهش حیدری) 2 شده با گلدستههاش، بارگاهش حیدری ابنِ علیِ مرتضی، حیدرِ دشت کربلا... یلِ جزیرة العرب میآید دست جلالیهی رب میآید وقت فرار است که دارد کم کم (به ابروان او غضب میآید) 2 (روح و جانش حیدری، ابروانش حیدری) 2 منبری رو کعبه رفت، با زبان حیدری ابن علیِ مرتضی، حیدرِ دشتِ کربلا... (وارث مولود رجب میآید) 2 شیر ژیان حق طلب میآید باز نکرده به رجز لب را که جان یزیدیان به لب میآید (وجناتش حیدری، سکناتش حیدری) 2 وقتی شمشیر میزنه، ضرباتش حیدری ابن علیِ مرتضی، حیدرِ دشتِ کربلا...