ماه آسمون من اباالفضل
وحید شکریپسندیدن16
بازدید1K
ماه آسمون من اباالفضل جسمت شد مثل حسن اباالفضل روی خاک علقمه جان فاطمه دست و پا نزن اباالفضل ای وای کی پیوستگی ابروهاتو وا کرد ای وای کی فرق تو رو مثل بابام دو تا کرد هم از پیکرت خون میریزه هم از رو سرت خون میریره اگه این سه شعبه رو درآرم از چشای ترت خون میریزه (آه و واویلا از این غربت) روی جسم تو برو بیا شد دستات تا که از بدن جدا شد انگار دست کوفیا پای شامیا توی خیمه دیگه وا شد عباس پاشو تا نرفته خیمهها به غارت عباس پاشو تا نرفته خواهرم اسارت نذار خون جگر شه ای داداش نذار دربهدر شه ای داداش پاشو نذار با شمر و خولی و سنان دیگه همسفر شه ای داداش (آه و واویلا از این غربت)