مارو میبینی کار دنیارو میبینی
محمدحسین حدادیانپسندیدن16
بازدید8.4K
ما رو میبینی؟ کار دنیا رو میبینی؟ دروبرِ من نیزهدارا رو میبینی؟ سالار زینب بعد از تو بیچاره زینب چه جوری از تو آخه دست برداره زینب؟ دل پُره کشته زینب تو رو دلهره خنجرش داره بد میبُره بسمه گریه کارِ قلبِ خستمه پیرُهنِ کهنهات دستمه *** همه کربلا شدن توی کُشتنت شریک روی لبهاشونه بُغضً لِاَبیک رحمت واسعهای، لَعَنَ الله قاتِلیک روی لبهاشونه بُغضً لِاَبیک با گریههای ملائک، گفتی رِضاً بِرِضائک قیامتی شده گودال تَنَقَّبَت لِقتالِک *** اَینَ مسلم، اَینَ هانی؟ زیر تیغ و خنجرِ شمر و سنانی همهی تن تو غارت شده اما برا خلخالِ رقیه نگرانی سی هزارن، نقشه دارن برای غارت کهنه پیرهنِ تو توی کربلا قبیلهی بنی مِل میریزن نمک رو زخمای تن تو *** خدای من عریانه بچهی باحیای من *** یکی تهِ گودال لباستو پرت کرد شلوغیِ خیمه حواستو پرت کرد *** عذاب کردنت منع آب کردنت شبیه گندمِ رِی آسیاب کردنت *** میزنه سنان جدا شمر جدا وا محمدا، وا محمدا عمه جان رو به مدینه زد صدا وا محمدا، وا محمدا *** به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من