مادر بیا نگاهی، بر اشک مجتبی کن
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن3
بازدید1.5K
مادر بیا نگاهی، بر اشک مجتبی کن قدری به حال خود هم، یک نیمه شب دعا کن ای ماه مهربان طوبای قدکمان افتادی از پا این گریه ی منو چشم کبود تو دارد تماشا مادر مادر مادر مادر وای مادر2 جانی دگر نمانده، در دست چاره سازت باغی پر از بنفشه است، سجاده ی نمازت گرچه کبوتری دربین بستری بی بال و بی پر پوشانده ای چرا خورشید چهره را در پشت معجر مادر مادر مادر مادر وای مادر2 یادم نرفته آنروز، پیشم ز پا نشستی دیدم که مثل شیشه، افتادی و شکستی وقتی که پیش من آمد به جنگ زن آن دست نامرد سیلی بی هوا دیوار کوچه ها با تو چه ها کرد مادر مادر مادر مادر وای مادر2