مادر آسمونی من نذر توئه جوونی من
سید امیر حسینیپسندیدن4
بازدید600+
مادر آسمونیِ من نذر توئه جوونیِ من ولایت شما و مولا تُو محشر نشونیِ من از دعاهای تو بود، اگه سینهزن شدم تو نگاهم کردی، نوکر حسن شدم با عنایت توئه، این محبت توئه اگه من گریهکنِ شاه بیکفن شدم چی میشه چادر خاکیتو، بکِشی رُو سرِ نوکرها مادر مهربون عالَم، فدای تو همه مادرها مادرم، مادرم یا زهرا ... طراوت بهاره مادر یه اسم گریهداره مادر گوشهی قلب ما مزارش کی گفته بیمزاره مادر؟ چی میشه اسم منو تُو نمازش ببره کنار این همه خوب، یه خرابم بخره ببینه که این گدا، توی راه شهدا عمریه با گریه و خستگی پشت دره غیر مولا علی تُو دنیا، قدر زهرا رو کی میدونه؟ علت خلقت عالَم شد، درک زهرا مگه آسونه؟ مادرم، مادرم یا زهرا ... سمت نجف دوباره رُو کن حال دلت رو زیر و رُو کن نادِ علی بخون و هر روز چهرهی حق و آرزو کن از علی مدد بگیر، توی سختیهای راه اگه حالت بد بود، از علی نجف بخواه برو بِین زائرا، دَمِ ایوون طلا همه حرفاتو یه جا، با ادب بگو به شاه از همون اولم آقاجون، بیقرار نجف من بودم پدر مهربون تو بودی، بچهی ناخلف من بودم یا علی، یا علی مولاجان ... با علی باشی پادشاهی بیعلی سر کنی، تباهی اشک ندامت که بریزی کوهی و میبخشه به کاهی سائل علی بشی، سفره میندازه برات اگه نوکر باشی، مولا میسازه برات سرپناه واسهمون، هر جا که بودی بدون که در این خونه، همیشه بازه برات افتخارم اینه آقاجون، نوکر تو بودن اجدادم به تو که مهربون آقامی، از همون بچگی دل دادم یا علی، یا علی مولاجان ...