مادری دست به زانو و کمر گفت حسین
سیدرضا نریمانیپسندیدن13
بازدید600+
مادری دست به زانو و کمر گفت حسین از چه پیراهن کهنه تن عریان تو نیست هست جسمت وسط این همه سرنيزه ولی جای نیزه وسط حنجر عطشان تو نیست تو را با خشکیِ لب ذبح کردن به پیشِ چشم زینب ذبح کردن اگر من را مرتب زجر دادند تو را چه نامرتب ذبح کردن