ماتشنهایم جرعهی ابی به مادهید
محمد ابراهیمی اصلپسندیدن2
بازدید500+
ما تشنهایم جرعهی آبی ما دهید بهتر بُود که ظرف شرابی به ما دهید چندین شب است که بادهی نابی نخوردهایم لطفی کنید و بادهی نابی به ما دهید ما قصد پای بوسیتان را نمودهایم در بِین جادهای رکابی به ما دهید کرب و بلا محل عبور و مرور ماست آن لحظهای که حال خرابی به ما دهید یک بار کافی است بگوییم یا حسین قبل از خطاب کوه ثوابی به ما دهید جشن تولد تو و سجّاد و ساقی است باید سه وعده سور حسابی به ما دهید عشق گاهی میان شببوهاست گاه در سینهی پرستوهاست عشق گاهی کنار برکهی آب عشق گاهی نوازش قوهاست عشق گاهی شقایق سرخ است گاه در چشم مست آهوهاست عشق چتری برای باران است گاهگاهی اسیر گیسوهاست عشق هرجا که هست قبلهنماست ردّی از خانهای که آنسوهاست عشق آری نشانهی یار است رو به محراب طاق ابروهاست دل ما شهر عشق آباد است عشق هم خانهزاد سجّاد است پَر قنداقهات مسیحا شد یار گهوارهی تو موسی شد خوشبه حالت که بر جمال حسین اوّلین بار چشم تو واشد عطر گیسوت تا بهشت آمد یوسف عاشق شد و زلیخا شد جبرئیل از حضور تو سرمست با اذان علیِ اعلی شد لبت عبّاس با ادب بوسید و حسن غرق در تماشا شد گره کور داشتیم امّا با دعای صحیفهات وا شد علیِ دیگرِ حسینی تو دوّمین حیدرِ حسینی تو با تو همسایهی خدا هستیم ما همه اهل روستا هستیم روستای شما بهشت است و ما به بال فرشتهها هستیم مادر توست مادرِ این خاک همه ذریهی شما هستیم مادر این فلات پهناور از شماییم و کیمیا هستیم شکر در سرزمین مادریات سالها زائر رضا هستیم تا به سال هزار و سیصد و عشق هرکجا یاد تو هست ما هستیم شکرِ ارباب از همین ایلیم حضرت عشق با تو فامیلیم