نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لحظه ای دنیا ندیده آرمیدن های من سوخته از دست غم بال تپیدن های من می رسم تا كربلا با محمل بارانیم بوی رفتن می دهد حتی رسیدن های من نیزه و شمشیرها آماده ی مهمانیند وای از گودال و وای از داغ دیدن های من سایه ام پیدا نبود عمری ولی اینجا ببین از حرم تا قتلگاه تو دویدن های من یادگار مادرم آن روز می آید چه زود از ضریح حنجر تو بوسه چیدن های من با همه می آیم و تنها از اینجا می روم مردنم آسان تر از این دل بریدن های من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد