لب تشنه زیر نم نم باران گریستم
حنیف طاهریپسندیدن0
بازدید300+
لب تشنه زیر نم نم باران گریستم تر شد لبم ز آب دو چندان گریستم هرجا برای گریه به تو کم گذاشتم از داغ روزگار فراوان گریستم شورابه است اشک اگر در غم تو نیست بر غیر اگر گریستم ارزان گریستم زهرا که در شهادت و میلاد تو گریست من نیز در محرم و شعبان گریستم از داغ مادر و پدرم چند قطره اشک اما برای داغ تو از جان گریستم دیدم برای تو پسرم سینه میزند از شوق این مشاهده خندان گریستم در وصل نیز عاشق تو گریه میکند در زیر قبه دست به دامان گریستم هر بار وقت خواندن آیات کهف شد همراه با تلاوت قرآن گریستم روزی که درس مدرسه بابا و اب بود یک گوشه در کلاس دبستان گریستم در اتش غمت دل سنگ من آب شد در روضه های سخت تو آسان گریستم حقش نبود پیرهنت را درآورد عریان شدی و پاره گریبان گریستم در زیر تیغ شمر دعا کردهای مرا از اینهمه مرام تو حیران گریستم ****** سفرهات را جمع کن مهمان مایی بعد از این می بخور اما نه با بی اشتهایی بعد از این (چو سال بگذرد از ماتمی رود از یاد ولی غم حسین هر سال در دل افزون شد)