نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

لبخند آخرت جگرم را کباب کرد انگار عرش را به سر من خراب کرد با صد امید رو به حرامی زدم ولی با تیر خواهشِ پدرت را جواب کرد فهمیدم بزرگ شدی چون که دشمنت تیر تو را شبیه عمو انتخاب کرد یک شعبه برای تو بس بود ماندهام این حرمله چگونه حساب و کتاب کرد کم دست و پا بزن روی دست پدر علی این دست و پا زدن پدرت را کباب کرد من ماندهام چگونه به سمت حرم رَوَم؟ قلب مرا غم تو پُر از اضطراب کرد کسی چون من گُلِ پرپر نبیند گلوی پارهی اصغر نبیند به دست خویش کندم قبر او را که این قُنداقه را مادر نبیند
هنوز نظری ثبت نشده