لبای داغت صورتمو سوزونده
سید امیر حسینیپسندیدن31
بازدید5.9K
لبای داغت صورتمو سوزونده صدای گریهات جون به لبام رسونده تو مَشک آب نمونده ، لالایی مادر لالایی مادر لالایی مادر لالایی مادر چرا دست و پاهات سرده دعا کن عمو برگرده اگه برنگرده خدایی نکرده میشه موقع گل چیدن به اشک بابات خندیدن با تیر سه شعبه جوابت رو میدن یادت بمونه وقتی تیر خورد به گلوت ببند چشاتو گریه نکن جلوی لشکر خجالت نده باباتو لالایی مادر گفتم ببند چشاتو ولی نگفتم ازم بگیر نگاتو نیزه چه کرده با تو ، لالایی مادر تو اون بالا من این پایین مگه میشه بدتر از این دعا کن بمیرم ، منم میگم آمین با این دوتا دست بستم مواظب نیزت هستم نترسی عزیزم ، میوفتی رو دستم کاشکی نبینی وقتی میزنن منو تو کوچه بازار میبینمت دوباره تو بزم شراب خدانگهدار علی لالایی بالام لالایی گُلُم لالایی علی لالایی