لاله با داغ دل خود خو گرفت
سایر ذاکرینپسندیدن0
بازدید2.1K
لاله با داغ دل خود خو گرفت وان سر شوریده بر زانو گرفت گفت ای رویت مه و ابرو هلال وی به دست ظلم جسمت پایمال نرگس چشمان خود را باز كن ای مسیحم كشتی ام اعجاز كن ای سوار كوچك بی توش و تاب حسرت پای تو بر چشم ركاب خوش به سرمنزل رسیده بار تو كس ندارد گرمی بازار تو لعل تو بی آب اگر باشد چه بیم آبرو داری تو ای درّ یتیم وسط معركه درگیر تلاتم شده ای كشت كردند تو را خوشه ی گندم شده ای دست و پا میزنی و جان مرا می گیری مثل ششماهه ی من غرق تبسم شده ای آسمان بدنت رنگ شفق را دارد پیش خون غرق شدی پر ز انجم شده ای ؟