لالایی گلم دیگه بخواب کبوتر من
حسین سیب سرخیپسندیدن17
بازدید3.6K
لالایی گلم دیگه بخواب کبوترِ من الهی به جای تو رو نیزه بود سرِ من من اولین بارم بود دیدم برا تو که لالایی میگم دیگه علی چشماتو نمیبندی میدونی که از دنیا خستم به خندههات خیلی وابستم چرا دیگه مادر تو نمیخندی لالایی میگم صدام میلرزه تنت روی خاک سرت رو نیزه حسین، ای جانم... **** به خواهش من تو دست رد نزن پسرم یادت باشه که بیای به خوابِ من پسرم کارم شده هِی اشک و زاری که برنیومد از من کاری بهخاطر این روزا حلالم کن حالا که رو نیزه خوابیدی بگو منو مادر بخشیدی دعا برا بیتابی حالم کن به این نامردا رسید فریادم سرت افتاد و منم افتادم حسین، ای جانم... **** به خواب رفته علیاصغرم در این گلزار کسی بلند نگرید که میشود بیدار کسی بلند نگرید که این ستمدیده زِ فرط تشنهلبی مدتی نخوابیده