لالا لالا گُلِ لاله
روح الله رحیمیانپسندیدن100+
بازدید47.1K
لالا لالا گُلِ لاله داره لالایی میخونه یه سهساله لالا لالا گُلِ پونه اومدی ولی بازَم دارم بهونه نمیخوام حرفام رُو دلم بمونه موهاتو ناز کنم کاش میشد وقتی میای موهامو باز کنم مشکلو حل کنم دستام یاری کنه تو رو بغل کنم چِشاتو بوس کنم یادته گفتی میخوام تو رو عروس کنم چه عروسیای بَرام گرفتن تُو بازار ما رو با رقص و هلهله دادن آزار یکی با مِی پیشِ تو رفعِ عطش کرد یکی هم مَنو هُلَم داد از خنده غَش کرد امشب بابایی بخواب رُو پای خودم لالا لالایی... ***** لالا لالا گُلِ یاسم یه کمی دلگیر از عمو عبّاسم لالا لالا گُلِ سوسن تو بگو سَنان چه حرفی داره با من؟! اینا که ما رو زدن یه مُشت غلامن پاهامو جمع کنم نکُنه دست بزنم موهاتو کم کنم ازَت سؤال کنم تو بگو چهجوری من زجرو حلال کنم؟! هنوز به یادشم گفت یه جوری میزنه که دیگه پا نشم اگه واسه یه نفَسگرفتن اَمون داد دندونای شیریم طبیعی نیفتاد من فقط اسم تو بُرده بودم غرض کرد زد و خسته شد جاشو با خولی عوض کرد ***** (عمو کجاست؟! ببینه که روی زمین کِشیدنم عمو کجاست؟! تاجر شامی اومده به دیدنم) ... (یه چیزی بگو، یه حرفی بزن بگو پس بِدن عروسکامو بابا به من) ... (کار از کار گذشت ناموست آخر از کوچه و بازار گذشت کار از کار گذشت دخترت آخرسَر از جلو انظار گذشت کارم خورد گره آستین پاره نمیشه جلوی مشت زره کارم خورد گره یه چیزی بدید سَنان وِل کُنه ما رو بِره) ... (نبین توی خرابههام، آسمونا جای منه من دختر شاهم و دنیا واسه بابای منه نبین الان گرسنهمه، عالَم روزیخورمه دختر شامی من مَلَک مراقب چادرمه دستی بهجز اباالفضل سه سالِ آزگاره رخصت شونهکردن موی مَنو نداره امّا آتیش خیمه، دور دید چشم عمومو غروب روز عاشورا اگه سوزونده مُومو کجا بودی؟، مُو داشتم تا کمرم کجا بودی؟، دستش بود زیرِ سرَم نبین گوشم پاره شده، بدونِ گوشواره نبود یادش به خیر امُّالبَنین گوشوارهمو خریده بود) ... (حالا اومدی حالا که دیگه رقیّه افتاده از پا اومدی حالا که بارِ سفر بستم از این دنیا اومدی عمو عبّاسو نیاوردی، چرا تنها اومدی؟) مَنِ الَّذی اَیتَمَنی...