لالالالا گلم ای پارهی تنم
حسین سیب سرخیپسندیدن6
بازدید700+
لالا لالا گلم، ای پارهی تنم هرجور شده برات آب پیدا میکنم الان میاد عمو یه کم طاقت بیار عمو نمیزنه زیر قول و قرار آروم بخواب عمو میاد جونِ رباب عمو میاد به هرکی رو زدم نداشت یه قطره آب عمو میاد از تشنگی سَره خمه رو گردنت وای اگه با یه تیر از شیر بگیرنت میترسم تیر اگه پیچیده شه به موت رو دستای بابا گیر کنه تو گلوت از حرمله بدم میاد اون قاتله بدم میاد چون بین حلق و پیکرت زد فاصله بدم میاد چرا قهری مگر تقصیر دارم؟ به جایت بر کفم زنجیر دارم کف آبی فقط خوردم عزیزم بیا از نیزه پایین شیر دارم مرا آزار با زنجیر میداد به من نان خشک با تحقیر میداد زن شامی مرا سوزاند وقتی کنارم طفل خود را شیر میداد سرم شد خاک عالَم نیزه رد شد به پشت خیمه دیدم نیزه رد شد به دنبال تو میگشتم بر خاک چنان زد از سرت هم نیزه رد شد کاش میشد که حسینم به کسی رو نزند کاش میشد که سنان نیزه به پهلو نزند تو اگر بیسرو سامان بشوی، میمیرم وسط معرکه عریان بشوی میمیرم بس کن رباب نیمهای از شب گذشته است دیگر بخواب نیمهای از شب گذشته است کم خیره شو به نیزه علی را نشان نده گهواره نیست دست خودت را تکان مده رباب با دستهای بسته مزن چنگ بر رُخَت با ناخن شکسته مَزَن چنگ بر رُخَت بس کن رباب حرمله بیدار میشود اینجا دوباره حلقهی انظار میشود ترسم که نیزهدار کمی جابهجا شود از روی نیزه رأس عزیزت رها شود یک شب ندیدهایم که با غم نیامده حتی هنوز زخم گلو هم نیامده گرچه امید چشم تَرت ناامید شد بس کن رباب، یک شبه مویت سپید شد پیراهنی که تازه خریدی نشان نده گهواره نیست دست خودت را تکان مده با خنده خواب رفته، تماشا نمیکند مادر نگفته است و زبان وا نمیکند اینجا به نیزه کودک تو خواب میکند وقتی نمیکند که چه پرتاب میکند بر نیزههای قافله سنگی اگر خورَد هر سر که کوچک است بر او بیشتر خورَد